ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

636

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

نايب حلب را به غزو سيس فرستاد . كتبوقا سيس را فتح كرد و از مردم آن ديار بيش از سيصد تن را اسير كرد . اين خبر به مسيحيان اياس رسيد . بر مسلمانانى كه نزدشان بودند شوريدند و جمعى را در آتش سوختند . اين عمل بدان سبب بود كه ارمنها هم بر كيش مسيحيت هستند . در همان احوال تيمورتاش پسر امير چوپان شحنهء مغول در بلاد روم ، نزد سلطان كس فرستاد و اعلام نمود كه اسلام آورده و از سلطان خواست كه براى جهاد با مسيحيان ارمن لشكر فرستد . سلطان ، خواست او بر آورده ساخت و در سال 737 لشكرهاى حلب و حماة را بفرستاد . اينان شهر اياس را فتح كردند و ويران نمودند . مردمى كه باقى مانده بودند به كوهها پناه بردند . سپاهيان حلب از پى آنها رفتند و به بلاد خود بازگرديدند . در سال 761 بندمر الخوارزمى نايب حلب لشكر به سيس كشيد و ادنه و طرطوس و مصيصه قلعه‌هاى كلال و جريده و سنباط ؟ كلا و تمرور را فتح كرد و از جانب خود در ادنه و طرطوس هر يك نايبى معين كرد و به حلب بازگرديد . پس از او در سال 776 عشقيم مسيحى بر حلب امارت يافت . او سيس و قلعهء آن را دو ماه محاصره كرد تا آذوقه‌هاشان به پايان آمد و از طول محاصره به جان آمدند و امان خواستند و به حكم او گردن نهادند و نكفور و امراى او و لشكريانش تسليم عشقيم شدند و او همه را به مصر فرستاد . مسلمانان بر سيس و ديگر قلاع مستولى شدند و دولت ارمن در سيس منقرض شد . و البقاء للّه وحده . پايان . صلح با ملوك مغول و ازدواج الملك الناصر محمد بن قلاون با شاهزادگان شمالى مغول مغولان را دو دولت نيرومند بود : يكى از آنها دولت خاندان هلاكو بود . هلاكو بر بغداد كه تختگاه خلافت اسلامى در عراق بود مستولى شد و آنجا را ، او و فرزندانش مركز حكومت خود ساختند و علاوه بر عراق عرب ، عراق عجم و فارس و خراسان و ما وراء النهر را زير فرمان داشتند . ديگر دولت خاندان دوشى خان پسر چنگيز خان بود كه از شمال به خوارزم پيوسته بود و از مشرق به قراقرم و از جنوب به حدود قسطنطينيه و از مغرب به بلغار . ميان اين دو دولت همواره جنگ و فتنه بود . همچنانكه با دولتهاى مجاورشان پيوسته در كشمكش بودند . دولت ترك در مصر و شام همسايهء دولت هلاكوئيان بود . هلاكوئيان طمع در تصرف شام بسته بودند و پىدرپى لشكر به آن سامان مىكشيدند و وابستگان و پيروان خود را كه در ميان اعراب و تركمانان بودند استمالت مىكردند و به پشتگرمى ايشان مىخواستند نيات خود را جامهء عمل بپوشانند . چنان كه در اخبارشان ديدى ميان ملوك ترك و خاندان هلاكو همواره زد و خوردهايى بود كه گاه به سبب فتنه و جنگى كه ميان خاندان دوشى خان و خاندان هلاكو